فروشگاه اينترنتي mabist

فروشگاه اينترنتي mabist

توضيحات
فروشگاه اينترنتي mabist
 
پيوندها
لينكي ثبت نشده است
طراحی قالب وبلاگ
ایجاد وبلاگ
سایر ابزارها
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ]

خبرخوان یا همان RSS وبلاگ
كار درست ترين آدمها

كار درست ترين آدمها

حتما شنيده ايد كه ميگن فلاني آدم كار درستي است و يا خيلي از اين حرفها بالاتره،اصلا آدم كار بيستيه!اما اگر بخواهي خودت يك آدم درست حسابي رو معرفي كني ،بايد چه ويژگي هايي داشته باشه؟

بيست ترين آدم

خيلي خوبه معلومه كه داري فكر مي كني ،سوال يه هوا جدي وسخته.اما غصه نخور خودم يك راهنمايي اساسي تقديمتان مي كنم.پاسخ اين سوال را از زبان حضرت محمد مصطفي صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله وسلم،مي شنويم.

   پيامبر صلى ‏الله ‏عليه ‏و‏آله فرمودند:خَيرُكُم مَن أطعَمَ الطَّعامَ ، وأفشَى السَّلامَ ، وصَلّى وَالنّاسُ نِيامٌ 

بهترين شما، كسى است كه [به ديگران] اطعام كند و سلام را آشكارا بگويد و آن گاه كه مردم در خواب‏اند، به نماز برخيزد.الكافي : ج 4 ، ص 50 ، ح 3 (الخير والبركه فى الكتاب والسنة : ح 48)

بهترين شما، كسى است كه [به ديگران] اطعام كند و سلام را آشكارا بگويد و آن گاه كه مردم در خواب‏اند، به نماز برخيزد.

اما جاي اين پرسش همچنان باقي است كه چرا اطعام ،سلام آشكار گفتن ونماز شب خواندن معيار برتري درنزد رسول خداست.

 پاسخ دشوار نيست هر كدام از اين سه عمل نشانه رابطه سه گانه انسان ساز است يعني رابطه با مردم كه بهترين نوع آن توجه به نياز هاي اساسي مردم،يعني غذا ونياز مادي است.بلند و آشكار سلام كردن نشانه پخش بذر محبت و دوستي در ميان مردم است.نماز شب نيز نهايت نزديكي بنده دررابطه با خدا و مولاي خويش است.اميد آنكه با عمل به اين كلام گهر بار ما نيز درگروه برترين مومنان داخل شويم.

 آمين


كار درست ترين آدمها
كار درست ترين آدمها
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۸ فروردين ۱۳۹۲ توسط: فروشگاه اينترنتي mabist نظرات (0)
همبستگي شيعه و سني در قرن هفتم

همبستگي شيعه و سني در قرن هفتم

شايد براي بسياري از كاربران و خوانندگان گرامي جاي تعجب باشد كه بحث وحدت ميان مذاهب اسلامي از  چنين قدمتي  برخوردار باشد.اما بد نيست بدانيد مناديان وحدت همواره از ميان علما ي شيعه برخاسته اند.عالمان بزرگواري مانند سيد رضي مدون نهج البلاغه كه در قرن پنجم مي زيسته در دميدن روح وحدت در ميان مسلمانان نقشي بس سترگ داشت. سيد رضي د رتدوين نهج ا لبلا غبه به گونه اي به انتخاب موضوعات از زبان حضرت علي _عليه السلام_پرداخته كه تاكنون اهل سنت نيز از اين گنجينه بهره برداري فراوان كرده اند.درميان اهل سنت نيز  ابن ابي الحديددو قرن بعدبا شرح اين كتاب بار ديگر در جان مسلمانان روح وحدت را دميد.

 ابن ابي الحديد

ابن ابي الحديد مذهب كلامي و اعتقادي خويش را در شرح نهج‌البلاغه به صراحت اعلام مي‌كند و از شيفتگي‌اش به اعتقادات معتزله بغداد پرده بر مي‌دارد. با وجود اين درباره گرايش مذهبي او آراي متناقضي بيان شده است. چنان كه برخي از اهل سنت مانند ابن كثير او را شيعه غالي  يا شيعه معتزلي  دانسته‌اند و برخي از شيعيان او را مغرض و متعصب در آراي اهل سنت دانسته‌اندبا وجود اين كه گرايش به تشيع در شرح نهج‌البلاغه آشكار است، اما مطالب فراواني نيز كه با عقايد شيعيان درباره امامت و مسائل تاريخي پس از رحلت پيامبر ناسازگاراست وجود دارد. ابن ابي الحديد در سرتاسر كتابش به معتزلي بودن خويش و اعتقاد به درستي خلافت  اقرار مي‌كند و بزرگان معتزله را شيوخ خويش خلفاي سه گانه پيش از حضرت علي مي‌خواند. او در مقدمه شرح نهج‌البلاغه تأكيد مي‌كند كه تمام بزرگان و اساتيدش معتقدند بيعت با خليفه اول، صحيح و شرعي بوده و براي بيعت نصي از طرف رسول خدا وجود نداشته است، بلكه به اختياري بوده است كه به طريق اجماع و غير اجماع به عنوان طريقي براي اثبات امامت شناخته مي‌شود. سپس او به بحث تفضيل مي‌پردازد.

ابن ابي الحديد خويش را از اماميه جدا مي‌داند و پيروان اين فرقه را غالي دانسته و نظر مساعدي به آنان ندارد و در مقابل معتزليان را شيعيان حقيقي مي‌داند و مي‌نويسد: شيعه تنها به آن دسته از افراد اطلاق مي‌شد كه به تفضيل باور داشته‌اند و آنچه در اخبار و روايات، در فضيلت شيعه آمده و آنان را به بهشت وعده داده‌اند، همان‌ها هستند نه كس ديگر. به همين دليل ياران معتزلي ما گفته‌اند كه ما شيعيان حقيقي هستيم و اين اعتقاد ما را از ديگر عقايد افراطي و تفريطي، به سلامت و حق نزديك‌تر است.

نفس تدوين نهج البلاغه، آن گونه كه بخش عظيمي از سنيان معتدل نيز آن را بپذيرند و حتي بر آن شرح بنويسند، مي‌تواند اقدامي در راه تفاهم به شمار آيد

 پذيرش خلافت ابوبكر با اين كه انكار نص بر امامت حضرت علي بر او دانسته‌  و پذيرش امامت مفضول بر افضل،  مهم‌ترين دلايل اثبات دوري ابن ابي الحديد از مذهب اماميه است؛ زيرا اماميه به وجود نص براي امامت حضرت علي مي‌ورزند و امامت مفضول را رد مي‌كنند و در اين باره كتاب‌هاي متعددي نوشته‌اند.همچنين او پس از به پايان رساندن شرح نهج‌البلاغه و فرستادن آن براي ابن علقمي،وزير شيعي و دانشمند، در پاسخ به الطاف او اشعاري سروده و در ضمن آن مي‌گويد:

مذهب اعتزال و يارانش را كه مردم خردمند و دقيق نظر هستند دوست دارم. آري، اهل عدل و توحيد اهل من و راه پسنديده آنان همواره آيين من است.

هر چند ابن ابي الحديد در نقل آراي معتزله از گفته‌هاي جاحظ و ساير بزرگان معتزله بهره گرفته و در مسائل كلامي به آراي آنان استناد مي‌جويد، اما از نظر اعتقادي بدون هيچ ترديدي از پيروان معتزله بغداد بوده و  محسوب مي‌شد و از معتزله بصره و جاحظ كه نظر مساعدي به ارادتمندان حضرت علي حضرت نداشتند فاصله بسياري داشت.

زمينه‌ها و انگيزه اهتمام ابن ابي الحديد به شرح نهج‌البلاغه

در معتزله، تعداد اندكي از ايشان به تاريخ نگاري پرداخته‌اند؛ ايشان به دليل آن كه مي‌كوشند مشكلات ذهني و مذهبي خويش را با عقل و استدلال حل كنند، به نقل جز در چهارچوب پيش فرض‌هايشان نمي‌نگرند. اگرچه افرادي چون اسكافي و جاحظ كه از مورخان بزرگ و بنام معتزله هستند آثار ارزشمندي را تأليف كرده‌اند و عده‌اي ديگر از ايشان مانند قاضي عبدالجبار به تاريخ اهميت مي‌دادند اما آنها تنها به دانش تذكره نويسي براي معتزليان يا به اصطلاح علم «طبقات معتزله» پرداختند. يك معتزلي به دليل پيش فرض‌هاي متكلمانه، تاريخ را از منظر علم كلام نگاه مي‌كند. معناي اين سخن آن است كه تاريخ در اين نگاه، در جايگاه واقعي خويش قرار ندارد؛ بلكه به نوعي ابزار دست متكلم شده است. اين مشكلي است كه ديگر عقل گرايان مسلمان هم با دانش تاريخ داشتند.

با اين حال ابن ابي الحديد به دليل نوع نگاهش يك استثناست. او يك معتزلي مورخ آن هم در سطحي قابل قبول است. شايد همين امر سبب شده تا نگاه او وسيع‌تر و داراي مشربي بازتر در شرح نهج‌البلاغه باشد. سوالاتي كه در اينجا قابل طرح است اينست كه چرا ابن ابي الحديد به تاريخ اسلام پرداخته است؟ و چرا اين پرداختن با شرح نهج‌البلاغه به هم در آميخته است؟ در پاسخ بايد گفت كه بخشي از معتقدات معتزله دقيقاً جنبه تاريخي دارد. صورتش كلامي است اما ماده و عمقش تاريخي است. بررسي سير پيدايش معتزله نشان مي‌دهد كه آنان از دل تحولات تاريخي سربرآورده‌اند. مشكلات جنگ جمل و صفين و سپس نهروان و نيز پديد آمدن خوارج كه كافر و مسلمان چگونه از همديگر تفكيك مي‌شوند، معتزله را به پاسخ گويي به اين سوال روبرو كرد. ابن ابي الحديد مي‌كوشد تا به همان پرسش‌هاي نخست پاسخ دهد، آن هم با شرح نهج‌البلاغه. در اين صورت او هم شرح نهج‌البلاغه نوشته و هم از هويت معتزله دفاع كرده و هم نشان داده است كه يك معتزله شيعي است نه عثماني.

اوج نزديكي شيعه و معتزله و تأثيراتي كه اين دو گروه بر هم نهادند، در شرح نهج-البلاغه ابن ابي الحديد ديده مي‌شود. ابن ابي الحديد با شرح نهج‌البلاغه كه مورد علاقه شيعيان بود و آن گروه از  را به عنوان خليفه چهارم قبول داشته و براي ايشان احترام قايل اهل سنت كه حضرت علي بودند، گامي مهم در راه نزديكي شيعه و سني برداشته‌ است

روابط ميان تشيع و تسنن در ادوار مختلف تاريخي داراي فراز و نشيب‌‌هاي فراواني بوده است. مناسبات علمي ميان علماي شيعه و سني به ويژه معتزليان ميانه رو آنان را با يكديگر آشناتر كرد. در اواخر قرن پنجم در دوران حكومت آل بويه و پس از آن مي‌توان تفاهمي جدي را در انديشه‌هاي شيعه و معتزله يافت.

نهج‌البلاغه گزيده  است كه به دست سيد رضي(ره) (م 406 ﻫ) از مصادر تاريخي، حديثي و سخنان حضرت علي ادبي گردآوري شده است. بيشتر خطبه‌ها و نامه‌هاي نهج‌البلاغه مربوط به دوران حكومت  است و در تمام نهج‌البلاغه به جز خطبه شقشقيه اظهار نظر صريح و پنج ساله حضرت علي انتقادي از شيخين نشده است.

نفس تدوين نهج البلاغه، آن گونه كه بخش عظيمي از سنيان معتدل نيز آن را بپذيرند و حتي بر آن شرح بنويسند، مي‌تواند اقدامي در راه تفاهم به شمار آيد. گرچه سنيان افراطي كه وارثان اهل حديث بودند، در برابر اين اقدام معتدلانه شيعه حاضر به كوچك‌ترين گذشت نشدند.

اوج نزديكي شيعه و معتزله و تأثيراتي كه اين دو گروه بر هم نهادند، در شرح نهج-البلاغه ابن ابي الحديد ديده مي‌شود. ابن ابي الحديد با شرح نهج‌البلاغه كه مورد علاقه شيعيان بود و آن گروه از  را به عنوان خليفه چهارم قبول داشته و براي ايشان احترام قايل اهل سنت كه حضرت علي بودند، گامي مهم در راه نزديكي شيعه و سني برداشته‌ است.

او در شرح نهج‌البلاغه تلاش مي‌كند تا تفكر اعتزالي را كه در اين زمان رو به افول بود، استحكام بخشد و با  و وقايع تاريخي برتري عقايد معتزليان بغداد را دركمك گرفتن از كلام اميرالمؤمنين تقابل با معتزليان بصره اثبات كند.  در اين كتاب كه براي ابن علقمي اسدي، وزير شيعي مذهب المستعصم بالله، تأليف كرده است،  مباحث تاريخي و اعتقادي را به گونه‌اي گزينش مي‌كند كه براي هر دو گروه شيعه و سني آن دوران مورد قبول باشد و باعث تحريك احساسات هيچ يك از دو طرف نشود.

ابن ابي الحديد با استفاده از شيوه‌هاي رايج  و تحليل وقايع تاريخي پرداخته معتزله در بررسي‌هاي علمي، به شرح كلام حضرت علي است. وي در شرح نهج‌البلاغه كه قسمت اعظم آن به نقل و بررسي وقايع تاريخي اختصاص دارد كوشيده است كه در هنگام نگارش تاريخ به اصول معتزلي و راه‌هاي مورد قبول ايشان در بررسي‌هاي علمي وفادار بماند و در واقع تاريخ براي ابن ابي الحديد ابزاري مهم است كه با پژوهش و تحقيق درباره آن و با استناد به آن مي‌توان به حقايق امور دست يافت.


همبستگي شيعه و سني در قرن هفتم
همبستگي شيعه و سني در قرن هفتم
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۸ فروردين ۱۳۹۲ توسط: فروشگاه اينترنتي mabist نظرات (0)
زندگي بدون خدا!

زندگي بدون خدا!

از بهار بايد «الهام‏» گرفت و از پاييز، «عبرت‏»! جوانى، زيباترين گل بهارى است كه در بوستان عمر مى‏شكفد. كسى كه «نقد جوانى‏» را رايگان از كف بدهد ، كوله‏بارى از «حسرت‏» راتا دامنه قيامت‏بردوش خواهد كشيد.

اگر چشم ، درياى هوس شود ، قايق گناه در آن حركت مى‏كند. دريغ! اگر عمر، در خواب و غفلت‏بگذرد!

براى مقاومت در برابر سيل «تهاجم فرهنگى‏»، بايد سد ايمان زد و ازمرز عقيده و عفاف، نگهبانى كرد.

« خود » باختگان در برابر فرهنگ بيگانه ، به راحتى « خدا » را هم مى‏بازند.

جوانان آگاه و با فرهنگ ، آرامش روح را در زندگى آميخته به معنويت و خداجويى مى‏يابند و زندگى منهاى خدا را تكرار بى‏روح لحظه‏ها و هفته‏ها مى‏دانند. خواهران عفيف ، مظهر نجابت‏شيعه و وارث خون شهيدانند كه‏رسالت تعهد و تقوا بردوش دارند. «حجاب‏» را، نه زندانى كه در آن محبوس‏باشند ، بلكه قلعه و دژى مى‏شناسند كه از ورود غارتگران و مهاجمان‏جلوگيرى مى‏كند. سيراب از «كوثر عفاف‏»اند و آسوده در «سايه سار حجاب‏».

از جوان جامعه ما انتظار است‏سروى ريشه دوانده در اعماق تاريخ و فرهنگ ريشه‏دار «خويشتن‏» باشد ، نه هرزه گياهى روييده در مزبله‏«بيگانگان‏».

آيا غرور « مسلمانى‏ » اجازه مى‏دهد « عروسك كوكى ‏» غرب باشيم؟...

از نخستين روز تكليف، تا پايان عمر، انسان بار امانتى را بر دوش‏مى‏كشد كه هر لحظه امكان افتادن و شكستن آن هست.

به قول حافظ: «آسمان بار امانت نتوانست كشيد...»

اينكه صاحب « عقل‏ » و « انتخاب ‏» هستيم ، از يك سو مايه مباهات‏است، از سوى ديگر تكليف را سنگين و وظيفه را حساس مى‏سازد.

انتخابگرى انسان، تعيين كننده « سرانجام ‏» و « سرنوشت ‏» اوست و اين عقل و خرد است كه در راه « بهترين ‏»، او را يارى و راهنمايى مى‏كند. تاچه اندازه به اين « راه‏ » نمايى اهميت دهيم، يا نسبت‏به آن كم توجه باشيم ‏و بى‏اعتنا.

ما، يك عمر، بار حساس و شكستنى شيشه بردوش مى‏كشيم. تنها بردوش گرفتن اين بار، افتخارآميز نيست; بلكه اگر سالم و بى حادثه آن را به ‏«مقصد» رسانديم و اين «شيشه امانت‏» نشكست، آنگاه پيروزيم وشايسته تبريك و تقدير.

لحظه لحظه عمر ما، همراه با همين «انتخاب‏»هاست.

 

اين، همان بر دوش گرفتن و حمل و تحمل بار شيشه است و هروسوسه شيطان، هر خواسته « نفس اماره‏ »، هر پاسخ مثبت‏به « هوس ‏»، مى‏تواند سنگى باشد كه اين بار شيشه را پيش از رسيدن به مقصد،بشكند.

به تعبير قرآن، ظلوم و جهول بودن انسان، موجب شد اين بار امانت رابه دوش بكشد، بارى كه آسمان‏ها و كوه‏ها و زمين از پذيرش مسؤوليت آن‏ابا كردند و بيمناك شدند و انسان آن را پذيرفت. (1)

غير از امانت الهى، امانت مردمى و مسؤوليت اجتماعى نيز همين‏حالت را دارد. كسى كه به مقام و مسؤوليتى برگزيده يا منصوب مى‏شود، اگرتا پايان توانست‏به وظايف عمل خويش كند و بار را سالم به مقصد برساند،جاى «تبريك‏» است.

از تبريك اول كار چه سود، اگر سالم به پايان نرسد؟

جوان عزيز : «اراده‏»، موهبت‏خدايى است كه در «اختيار» توست. به اندازه «بدبودن‏»، قدرت و استعداد «خوب شدن‏» دارى، بلكه بيشتر. پس چرا بدى راانتخاب كنى؟ بيشتر از سستى، مى‏توانى جدى و مصمم باشى، پس چرا بى‏حالى؟

به همان اندازه كه گنج ، رنج مى‏طلبد ، «انسان شدن‏» هم تمرين وتلاش مى‏طلبد. راه باطن هم نيازمند نور و روشنايى است.

براى « پرورش روح ‏»، ممارست و تمرين لازم است. براى « رسيدن‏ »،بايد فاصله‏ها را كم كرد، فاصله خواستن تا هدف را، فاصله خودخواهى تاخداجويى را، فاصله « ايمان ‏» تا « عمل ‏» را، گفتار تا كردار را.

براى رويش و شكوفايى، «ريشه‏» لازم است و آبيارى و تغذيه و نور وحرارت، ريشه در حكمت و معنويت، آبيارى عقيده و باور، تغذيه فكر و روح،نور بصيرت و بينش، حرارت عشق و شوق.

نفسانيات، نهر عفن و رودخانه لجن بارى است كه بايد پلى از «عفاف‏»و «تقوا» بر روى آن زد و گذشت، تا به ساحل «فلاح‏» رسيد.

بهشت، آن سوى رود خروشان گناه است. كسى به «بهشت‏» مى‏رسد كه از «جهنم‏» بگذرد!

گذشتن از جهنم، يعنى گذر از دروغ، حسد، ريا، تكبر، نفاق، ظلم، غفلت‏و... شهوت!

نگذاريم «گل جوانى‏»، در برابر «طوفان‏هاى شيطانى‏» پرپر شود. بهار عمرمان را با پاييز حسرت و ندامت، بى‏رنگ و افسرده نسازيم.


زندگي بدون خدا!
زندگي بدون خدا!
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۸ فروردين ۱۳۹۲ توسط: فروشگاه اينترنتي mabist نظرات (0)
آرزوي قصر پريان

آرزوي قصر پريان

زن و شوهر به دليل اختلافات فراوان در سلايق و نظرات در بسياري از اوقات وارد مباحثات و گفتگو مي شوند اما اين مسئله كه هر يك تا چه حد از مهارت هاي كلامي و ارتباطي برخوردار باشند ،در نتايج اين بحث و گفتگو موثر است. لذا هيچ گاه به خود اجازه ندهيد كه فكر طلاق به ذهنتان خطور كند. حتي در بحراني ترين لحظات زندگي و در اوج كشمكش ها و اختلاف هاي زناشويي، طلاق تنها راه حل نيست. مطمئن باشيد كه پس از طلاق مشكلات و سختي هاي زيادي انتظارتان را مي كشد.

هر يك از نكات زير مي تواند زندگي زناشويي را به بن بست بكشاند، بنابر اين سعي كنيد تا مي توانيد اجازه ندهيد اين موارد در زندگي شما راه يابد.

 1- تعهد بيش از اندازه و خستگي جسمي و روحي؛ اين مشكل در زوج هاي جواني كه در مدرسه يا دانشگاه تحصيل مي كنند يا تازه در جايي استخدام شده اند بيشتر به چشم مي خورد. اين كارها مشكلات و سختي هاي زيادي به همراه دارد و بسياري از زوج هاي جواني كه با اين مشكلات روبه رو مي شوند، پس از آن كه ازدواجشان با شكست مواجه مي شود با تعجب از خود مي پرسند:«چرا چنين اتفاقي افتاد؟» مسئوليت و مشغله زياد باعث مي شود كه زن و شوهر فرصت كمي براي همديگر داشته باشند و بنابراين فاصله ي آنها روز به روز افزايش مي يابد و زماني مي رسد كه براي هم مثل دو غريبه هستند.

سعي كنيد در اوايل ازدواج ، براي خود، كار و دردسر نتراشيد و وقت بيشتري را با هم بگذرانيد تا همديگر را بيشتر بشناسيد.

2- صورت حساب هاي بالا: صورت حساب هاي بالا و بحث بر سر نحوه ي خرج كردن پول؛ اجناس مصرفي خود را با پول نقد خريداري كنيد، در غير اين صورت آنها را به صورت قسطي نخريد. هميشه مقداري از پولتان را براي روز مبادا پس انداز كنيد و با آن به سفرهاي كوتاه برويد و اگر صاحب فرزندي هستيد، آن را براي مواقع ضروري كنار بگذاريد. سعي كنيد درآمدتان را عاقلانه و درست خرج كنيد.

 

3- خودپسندي: در جهان دو گروه از مردم وجود دارند، افراد بخشنده و افراد گيرنده. ازدواج دو نفر بخشنده مي تواند يك مسئله ي رضايت بخش و خوشايند براي هر دو طرف باشد، بين دو نفر بخشنده و گيرنده هميشه اصطكاك وجود دارد، اما دو نفر گيرنده در عرض چند مدت زندگي مشترك، به جان هم مي افتند و دمار از زندگي هم درمي آورند. خودپسندي و خودخواهي، ازدواج را به ورطه نابودي مي كشاند.

4- دخالت والدين : اگر زن يا شوهر به طور كامل از والدينشان جدا نشوند، احتمال بروز مشكل در زندگي زناشويي آنها وجود خواهد داشت. بعضي از والدين دوست ندارند فرزندشان پس از ازدواج از آنها دور شود و ترجيح مي دهند كه در كنارشان زندگي كند. آنها به اين مسئله توجه ندارند كه در اين صورت ممكن است باعث به وجود آوردن مشكل در زندگي مشترك فرزندشان شوند.

5- توقعات زياد و بي جا: بسياري از زوجين انتظار دارند كه پس از ازدواج وارد يك سرزمين پر از شادي و خوشبختي شوند. آنها هميشه روياي قصر پريان را در سر مي پرورانند، غافل از اين كه گاهي اوقات در زندگي زناشويي مشكلاتي پيش مي آيد كه عرصه زندگي آنها را تنگ مي كند.

6- بحث و جدل: سخن ما با كساني است كه فضاي خانه را با بحث و دعواهاي خود مسموم مي كنند و باعث رنجش و نگراني طرف مقابل خود مي شوند و او را از ادامه ي زندگي مشترك دلسرد مي كنند. بدبيني و حسادت ، يكي از علل ايجاد جر و بحث زوجين است و خودبيني عامل ديگري است كه باعث آزار رساندن به طرف مقابل مي شود.

7- اعتياد: اعتياد نه تنها باعث از هم پاشيدن زندگي مشترك مي شود بلكه فرد را نيز از بين مي برد. هميشه از مواد مخدر و مشروبات الكلي دوري كنيد.

8- خيانت و بي وفايي نسبت به همسر: ازدواج ، پيمان و تعهد بين دو نفر است و آنها را متعهد مي سازد كه تا آخر عمر به هم وفادار بمانند و در غم و شادي هاي زندگي، شريك يكديگر باشند. متأسفانه بعضي از همسران به اين تعهد پايدار نمي مانند و پس از مدتي از جاده درستي منحرف مي شوند و به همسرشان خيانت مي كنند و با اين كار كتاب زندگي مشتركشان را براي هميشه مي بندند.

بدبيني و حسادت ، يكي از علل ايجاد جر و بحث زوجين است و خودبيني عامل ديگري است كه باعث آزار رساندن به طرف مقابل مي شود.
9- شكست در كار و تجارت يا موفقيت در تجارت و كسب و كار: اين مسئله به خصوص در مردان بسيار به چشم مي خورد. اضطراب و نگراني كه به دنبال اين شكست ايجاد مي شود، باعث آشفته كردن كانون خانواده مي شود. شايد خطر موفق شدن در تجارت يا به اصطلاح يك شبه پولدارشدن بيشتر از شكست در تجارت باشد. گاهي اوقات، ثروت يكباره اي كه به طرف خانواده ها سرازير مي شود باعث دور شدن آنها از يكديگر و منجر به مرگ زندگي مشترك مي شود.

10- ازدواج در سنين پايين: آمار طلاق در بين دختراني كه در سنين 17- 14 سالگي ازدواج مي كنند دو برابر بيشتر از دختراني است كه در سنين 19-18 سالگي ازدواج مي كنند و نيز كساني كه در سنين 19- 18 سالگي ازدواج مي كنند، بيشتر از كساني كه در سنين 20 سالگي پيمان زناشويي مي بندند به دادگاه هاي طلاق قدم مي گذارند. اين آمار نشان مي دهد كه فشار ناشي از اضطراب و هيجان هاي دوران نوجواني با مشكلات زندگي مشترك در هم مي آميزد و خيلي زود زن و شوهر را به پاي ميز طلاق مي كشاند.


آرزوي قصر پريان
آرزوي قصر پريان
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۸ فروردين ۱۳۹۲ توسط: فروشگاه اينترنتي mabist نظرات (0)
نور خدايي

نور خدايي

دست دعا

 

با شنيدن واژه نور، هر كس چيزي به ذهنش خطور مي كند! فيزيك دانها چيزي تصور ميكنند و شيمي دانها چيز ديگري، عكاسان از نور تعريفي دارند و اصلا نور پردازي خودش يك هنر است! اما نور در دين تعريف ديگري دارد! نور مطلق كسي جز خدا نيست و تمام خوبي ها نوري است كه از ناحيه خداوند به عالميان رسيده است و به همين خاطر سمبل تمام خوبي ها نور است در روايات از علم تعبير به نور شده است كه «العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء» يعني علم نوري است كه خداوند در دل هر كس كه بخواهد مي گذارد؛ در قرآن كريم، هم سوره نور داريم و هم آيه نور!.

سوره نور كه بيست و چهارمين سوره قرآن كريم است آيه نور را در خود جاي داده:

اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَلا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (نور : 35)

خدا نور آسمانها و زمين است مثال نور او چون محفظه اي است كه در آن چراغي باشد و چراغ در شيشه اي ، شيشه اي كه گويي ستاره ايست درخشان، و آن چراغ با روغن زيتي صاف روشن باشد كه از درخت پر بركت زيتون (سرزمين مقدس) گرفته شده باشد نه زيتون شرفي و نه غربي، در نتيجه آنچنان صاف و قابل احتراق باشد  كه نزديك است خود به خود بسوزد هر چند كه آتش به آن نرسد، و معلوم است كه چنين چراغي نورش دو چندان و نوري بالاي نور است. خدا هر كه را خواهد بنور خويش هدايت كند و اين مثل ها را خدا براي مردم مي زند كه خدا به همه چيز داناست.

در دعاهايي كه از ائمه اطهار عليهم السلام به دست ما رسيده، دعايي به نام دعاي نور وجود دارد كه از وجود نازنين حضرت زهرا (سلام الله عليها) نقل شده است سيّدبن‏طاوُسدرمُهَجُ‏الدَّعَوات‏ روايتى از سلمان نقل فرموده كه در آخرش آمده چيزى كه حاصلش اين است حضرت فاطمه ‏(عليها السلام) آموخت به من كلامى كه از حضرت رسول (‏صلى الله عليه وآله) آموخته بود و در وقت صبح و شام آن را مى‏خواند وفرمود اگر مى‏خواهى در دنيا هرگز، تو را تب نگيرد مداومت كن برآن و آن اين است:.

چون وجود و هستي هرچيزي باعث ظهور آن چيز براي ديگران است، پس مصداق تام  نور، همان وجود است.

 

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

  بنام خداى بخشاينده مهربان‏

 بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ، بِسْمِ اللَّهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللَّهِ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ، ‏

بنام خدا نور (عالم) بنام خدا نور نور (جهان هستى) بنام خدا كه نورى است فوق نور ‏

بِسْمِ اللَّهِ الَّذى‏ هُوَ مُدَبِّرُ الْاُمُورِ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذى‏ خَلَقَ النُّورَ مِنَ‏ْالنُّورِ، ‏ِ

بنام خدايى كه تدبيركننده كارهاست بنام خدايى كه نور (عالم) را از نور (خود) آفريد ‏

اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذى‏ خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَاَنْزَلَ النُّورَ عَلىَ الطُّورِ، ‏

ستايش خاص خدايى است كه نور را از نور آفريد و نازل فرمود نور را بر كوه طور در ميان نامه‏

فى‏ كِتابٍ مَسْطُورٍ، فى‏ رَقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلى‏ نَبِىٍّ مَحْبُورٍ، ‏ِ

نوشته شده و ورقه‏اى گشوده به اندازه معين بر پيامبرى دانشمند، ‏

اَلْحَمْدُ للَّهِ الَّذى‏ هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ، وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَعَلَى السَّرَّآءِ وَالضَّرَّآءِ مَشْكُورٌ،

ستايش خاص خدايى است كه او به عزت و شوكت ياد شده و به فخر مشهور است و در هر حال در خوشى و ناخوشى‏ سپاسگزارى شده

وَصَلَّى ‏اللَّهُ عَلى‏ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرينَ. ‏

و درود خدا بر آقاى ما محمد و آل پاكيزه‏اش باد.

سلمان مي گويد بعد از آنكه از حضرت فاطمه‏عليها السلام اين دعا را آموختم، بخدا قسم به بيشتر از هزار نفر از اهل مكّه و مدينه كه مبتلا به تب بودند آموختم، پس همه شفا يافتند به اذن خداى تعالى(1)

سلمان مي گويد بعد از آنكه از حضرت فاطمه‏عليها السلام اين دعا را آموختم، بخدا قسم به بيشتر از هزار نفر از اهل مكّه و مدينه كه مبتلا به تب بودند آموختم، پس همه شفا يافتند به اذن خداى تعالى

چرا خداوند خود را نور ناميده است؟

كلمه نور معناي معروف دارد، و آن عبارت است از چيزيكه اجسام كثيف و تيره را براي ديدن ما روشن مي كند، و هر چيزي بوسيله آن ظاهر و هويدا ميگردد، ولي خد نور براي ما خود بخود مكشوف و هويداست، چيز ديگري آن را ظاهر نمي كند، پس نور عبارت است از چيزي كه ظاهر بالذات و مظهر غير است، مظهر اجسام قابل ديدن.

اين اولين معنايي است كه كلمه نور را براي آن وضع كردند، بعدا بنحو استعاره يا حقيقت ثانويه بطور كلي به هر چيزي كه محسوسات را مكشوف مي سازد، استعمال نمودند، در نتيجه خود حواس ظاهر ما را نيز نور خواندند، مانند حس سامعه و شامه و ذائقه و لامسه كه هم نورش خواندند و هم نوراني، سپس از اين هم عمومي ترش كرده شامل غير محسوسش هم نمودند، در نتيجه عقل را نوري خواندند كه معقولات را ظاهر مي كند، و همه اين اطلاقات با تحليلي در معناي نور است، كه گفتيم معنايش عبارت است از ظاهر بنفسه و مظهر غير.

و چون وجود و هستي هرچيزي باعث ظهور آن چيز براي ديگران است، پس مصداق تام  نور، همان وجود است؛ و از سوي ديگر چون موجودات امكاني وجودشان به ايجاد خداوند متعال است، بنابراين خداوند متعال بالاترين و كاملترين مصداق نور مي باشد، اوست كه ظاهر بالذات و مظهر ماسواي خويش است، و هر موجودي به وسيله او ظهور مي يابد، و موجود مي شود.(2)

به نظر شما براي نور چه ويژگيهايي مي توان در نظر گرفت كه بخاطر آن خداوند متعال خود را نور معرفي نموده است.


نور خدايي
نور خدايي
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۸ فروردين ۱۳۹۲ توسط: فروشگاه اينترنتي mabist نظرات (0)
رهايي از بي هدفي

رهايي از بي هدفي

حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام در بخشي از خطبه فدكيه در مورد پرتو افكني نور هدايت در جامعه بشري توسط رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود: فَأنارَ اللهُ سُبحانَهُ وَ تَعالي باَبي مُحمّدٍ ظُلَمَها، وَ جَلي بهِ بُهَمَها، فَجَلي عَن اَبصارِها غُمَمَها؛ خدا به وسيله پيامبر، نور معرفت را در جامعه منتشر كرده ابهامهايي كه در درون بود، بر طرف كرد؛ و ابرها و تاريكيهائي را كه جلوي چشمان مردم را گرفته بود، زدود؛ آن شبهات دامنگير را بر طرف كرد.

 

اين عبارات همان است كه در خطبه اوّل نهج البلاغه حضرت امير مي‌فرمايد: و يثيروا بهم دفائن العقول1 كه مال همه انبياء است. حضرت فاطمه درباره پدر بزرگوارشان مي‌فرمايد: خداوند به وسيله پدرم همه ابهامها و مبهم بودنها را بر طرف كرد.

 

نجات يافتن مردم از سقوط در آتشهاي نامعلوم توسط پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

پدرم اين غبارها را بر طرف كرد، حقيقت انسان را به انسان نشان داد. انسان فهميد كه يك موجود ابدي است؛ نه خود ساخته است، نه ياوه ساخته! يك حكيمي او را پرداخته است. و مسافر ابد هم هست. فَقَامَ بالنّاسِ بالهِدايَةِ، وَ انقَذَهُم مِن الغِوايَة. اين ا نقاذ را در بخشهاي بعدي بازتر كرده، با كمك گرفتن از بعضي از آيات2 فرمود: كُنتُم عَلي شَفا حُفرةٍ مِن النّارِ فَاَنقَذَكُم مِنها3

شفا يعني لبه اي رودخانه‌اي كه زيرش را آب برده و بقيه آن خالي است.

وجود مبارك حضرت فرمود برابر اين آيه قرآني: كنتم علي شفا حفره من النّار، يك حفره اي كه آتش است. رويش چند سانتي است كه كسي با خبر نيست و زيرش خالي است. همين كه اينجا پا گذاشت، سقوط مي‌كند. فرمود:  شما روي اين شفا بوديد، داشتيد سقوط مي‌كرديد، پدرم دستتان را گرفت و نجات داد.

نجات دادن مردم از آسيب تلخ بي هدفي

فانقذهم من الغوايه. غوايت گرچه گاهي به معني ضلالت است، ولي در مقابل ضلالت كاربرد دارد. «ضلالت» يعني گمراهي، «غوايت» يعني بي هدفي. گاهي كسي هدف دارد امّا راهش را گم كرده و نمي‌داند از چه راه به آن برسد اما گاهي نه، يك كسي عمرش را به بازي مي‌گذراند، صبح تا ظهر براي اين شعار مي‌دهد، عصر تا غروب براي آن دارد. اصلاً نمي‌داند براي چي خلق شده اين را مي‌گويند: بي هدف.

غوايت، بي هدفي است و ضلالت، بي راهي. اگر كسي راه را گم كرده باشد، مي‌گويند: ضالّ است، اگر كسي هدف نداشته باشد، مي‌گويند: غاويست.

 

حضرت فرمود: شما هدف نداشتيد و پيامبر اول شما را هدفمند كرد و بعد كه روشن شد هدفي داريد، راه را هم براي شما مشخص كرد. «فقام بالنّاس بالهدايه، فانقذهم من الغوايه»، آنگاه «و دعاهم لي الدّين للقويم و هداهم الي الطّريق المستقيم».

 

ارائه نگاه درست به مرگ و حيات به عنوان هدف انسان

اوّل براي اينها مشخص كرد شما هدف داريد، هدف اين نيست كه روز جمعه بجاي نماز، قبل از اذان برويد تا غروب، براي اين و آن، هورا بكشيد!! اين هدف يك جوان و يك انسان نيست. بهترين روز در ايام هفته روز جمعه است. آدم نماز نخواند و بنشيند ببيند كي دارد گل مي‌زند! چه غوايتي بدتر از اين!

ببينيد فرمايش حضرت، فرمايش روز است. فرمود: اوّلاً براي شما ثابت كرد كه هدف چيست، انسان كه مرد، آيا مي‌پوسد؟يا از پوست در مي‌آيد؟! اگر انسان با مردن نابود نمي‌شود، و مرگ پوسيدن نيست، بلكه از پوست به در آمدن است، ما كجا مي‌رويم، چي مي‌شويم؟! مگر انسان نابود مي‌شود؟ اين 70، 80 سال يك رهگذر كوتاه مدتي بيش نيست. فرمود: پدرم به شما تفهيم كرد كه انسان هدفمند است. شما را از غوايت به در آورد، بعد راهي كه شما را به اين هدف برساند، به شما نشان داد. هم به دين قوي دعوت كرد، هم به طريق مستقيم.

حالا اين را چه كسي مي‌گويد؟! يك بانوئي كه هم فرزند سقط كرده، هم بين در و ديوار آن فشار را ديده، هم به همسرش، علي بن أبيطالب آنجور اهانت شده، هم آسيبي به بدن مطهر آن حضرت رسيده. بنابراين وجود مبارك صديقه كبري با آن رنجي كه تحمل كرده، پشتوانه اين خطبه شد.

حتماً طلبه‌ها اين خطبه را حفظ بكنند، واحد درسي قرار بدهند، مثل دروس ديگر روي آن مطالعه و مباحثه كنند، فرهنگيهاي و دانشگاهيهاي محترم هم همچنين.

اين خطبه كمتر از يك جزء قرآن است، خيليها كه امكاناتي دارند بايد اين را حفظ بكنند، ترجمه‌اش را، تفسيرش را ان‌شآء‌الله بخوانند و منتشر كنند و همه ما عمل كنيم.


رهايي از بي هدفي
رهايي از بي هدفي
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۸ فروردين ۱۳۹۲ توسط: فروشگاه اينترنتي mabist نظرات (0)
مدل كت و دامن

مدل كت و دامن

 
 

مدل كت و دامن
مدل كت و دامن
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۸ فروردين ۱۳۹۲ توسط: فروشگاه اينترنتي mabist نظرات (0)
ايران ناز:موبايل-كامپيوتر-آموزشي-فرهنگي-تفريحي-سرگرمي-فال

ايران ناز:موبايل-كامپيوتر-آموزشي-فرهنگي-تفريحي-سرگرمي-فال


ايران ناز:موبايل-كامپيوتر-آموزشي-فرهنگي-تفريحي-سرگرمي-فال
ايران ناز:موبايل-كامپيوتر-آموزشي-فرهنگي-تفريحي-سرگرمي-فال
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۸ فروردين ۱۳۹۲ توسط: فروشگاه اينترنتي mabist نظرات (0)
دختري با حساسيت به آب

دختري با حساسيت به آب

 
اشلي موريس نميتواند به دريا برود و شنا كند يا به يك حمام داغ برود و يا حتي از يك باران زيبا بعد از يك روز كاري پر استرس لذت ببرد، چرا كه او به آب حساسيت و آلرژي دارد.
حتي عرق كردن نيز موجب ميشود كه روي بدن اين دختر، جوشهاي دردناكي بوجود بيايد.


اشلي كه در ملبورن استراليا زندگي ميكند، به آب در هر دمايي كه باشد حساسيت دارد. اين حساسيت از سن 14سالگي آغاز شده و تا امروز كه 19سال سن دارد، ادامه يافته است.
او از يك بيماري پوستي نادر رنج ميبرد كه فقط تعداد بسيار معدودي در كل جهان به اين بيماري مبتلا هستند.

دختري با حساسيت به آب
دختري با حساسيت به آب
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۸ فروردين ۱۳۹۲ توسط: فروشگاه اينترنتي mabist نظرات (0)
زندگينامه بنيامين

زندگينامه بنيامين

بدون اغراق بايد گفت: «بنيامين بهادري» فصلي نو در موسيقي پاپ ايران به وجود آورد. او توانست با استفاده از اشعاري خوب در قالب پاپ براي علاقمندان به موسيقي، روزهاي خوبي را به ارمغان آورد. سال 84 بود كه ترانه «دنيا ديگه مثه تو نداره» از او دست به دست چرخيد!

بنيامين مي‌گويد: آن ترانه لو رفت، برايم عجيب بود كه چنين استقبالي از آن به عمل آمد، از سويي برايم جالب بود كه سليقه‌هاي مختلف مردم آن را پسنديد، از اين رو تصميم گرفتم در همان قالب، ترانه‌هايي بخوانم و به عنوان يك آلبوم روانه بازار كنم. اين شد كه «85» متولد شد و سه سال بعد آلبوم «88». بنيامين «88» جزو معدود آلبوم‌هاي سال‌هاي اخير است كه با 17 قطعه روانه بازار شده و اين، يعني اينكه «بنيامين» سليقه مخاطب را به دست آورده و تصميم گرفته، به جاي 9 يا 10 قطعه كه در ديگر آلبوم‌هاي بازار به چشم مي‌خورد، خوراكي را در اختيار علاقه‌مندان به پاپ بگذارد. بنيامين 26 سال سن دارد و حالا حالاها بايد از او انتظار ترانه‌هاي خوبي را داشته باشيم، با اين خواننده موفق نسل جوان به گفتگو نشستيم. بنيامين از خود، آلبوم و موسيقي برايمان مي‌گويد.

ورود با ترانه

آنهايي كه دوست دارند بدانند بنيامين چگونه وارد موسيقي شده است، اين پاسخ را بخوانند: «از نوجواني با سرودن ترانه وارد دنياي موسيقي شدم و سپس از 17 سالگي با نواختن گيتار و پيانو و سپس آهنگسازي پا به اين حرفه گذاشتم. در سال‌هاي 81 و 82، يك كار كودك با نام گل‌هاي رنگين‌كمان با صداي عروسك «چرا» را ساختم كه پرفروش‌ترين كار كودك در سال‌هاي قبل و بعد از انقلاب شد.»

و اما «دنيا ديگه مثه تو نداره»... «اين ترانه‌ را دوست خوبم فريد احمدي سرود كه من آهنگسازي آن را انجام دادم، خودم هم آن را به عنوان اتود خواندم، اما در كمال ناباوري اين ترانه لو رفت و عجيب اينكه استقبال خوبي هم از آن شد، به همين خاطر تصميم گرفتيم كه اين كار را خودمان انجام دهيم و در قالب يك آلبوم، روانه بازار كنيم. در واقع پس از اينكه متوجه شدم، مردم از صداي من استقبال كردند، تصميم گرفتم كه به عنوان خواننده فعاليت كنم.»

فرزند آخر

بنيامين ليسانس ادبيات فارسي دارد و اين به آن معني است كه شعر و ترانه را به خوبي درك مي‌كند و در ترانه‌هايش از تحصيلات خود استفاده كامل را مي‌‌برد. خانواده بهادري پنج فرزند دارد، چهار پسر و يك دختر كه «بنيامين» فرزند آخر خانواده است. او در مورد بزرگ اين خانواده يعني پدرش مي‌گويد: «پدرم كارمند دولت بود و سال‌هاست كه بازنشسته شده و مادرم هم خانه‌دار است.»

زيرزميني نبودم

خيلي‌ها همان زمان با شنيدن ترانه «دنيا ديگه مثه تو نداره» مي‌گفتند كه بنيامين ابتدا خواننده زيرزميني بود، اما او از خودش دفاع مي‌كند. «نه، اين جورها هم نبود، موسيقي زيرزميني تعاريفي دارد، من آن ترانه را ساخته بودم، همه حرفه‌اي‌ها هم مي‌دانستند كه ما سازنده اين كار بوديم. كار لو رفت، آن زمان رسم بر اين نبود كه اگر كسي مي‌خواهد يك كار زيرزميني ارائه دهد، تنها يك ترانه منتشر كند، يك آلبوم تهيه مي‌كردند و بنا به هر دليلي در ارشاد به اين آلبوم ايرادهايي مي‌گرفتند، از طرفي صبر هم نداشتند كه ايرادات را رفع كنند، پس آن را روانه بازار مي‌كردند، كما اينكه براي خيلي از دوستان اين اتفاق افتاد. اما انتشار آن تك قطعه و به استناد حرفه‌اي‌ها كه همه اذعان مي‌كردند، آن ترانه در مرحله ضبط و تنها يك اتود بوده، نمي‌تواند اين شائبه را به وجود آورد كه آن ترانه زيرزميني بوده! كه اگر مي‌خواستم آن كار را به شكل زيرزميني ارائه بدهم، حداقل در ضبط آن دقت مي‌كردم، اگر اين اظهارنظر در مورد زيرزميني بودن آن ترانه، صحت هم داشته باشد، پس چرا من توانستم به سرعت مجوز بگيرم؟! چون كه ما ثابت كرديم، آن ترانه لو رفته، اتفاقي بود.»

كليپ

شايد اگر در همان ابتدا ترانه «دنيا ديگه مثه تو نداره» كليپ مي‌شد، استقبال بسيار زيادي از آن به عمل مي‌آمد، براي مثال در آلبوم 85، كليپ اين ترانه هم وجود داشت، فكرش رو بكنيد؟! اما پاسخ بنيامين به اين پرسش چه بود؟ «براي آلبوم 85، دو پروژه كليپ را شروع كرديم، اما در اواسط كار تصورم اين بود كه آنچه مي‌خواهم نمي‌شود، پس متوقفش كردم. از آنجا كه من براي مخاطبم خيلي ارزش قائلم، براي اينكه يك قطعه يا كليپ بسازم هر راهي را قبول ندارم و تن به آن نمي‌دهم. عقيده من اين است كه مخاطبم بهترين‌ها را بشنود و ببيند. حالا پس از انتشار آلبوم 88، احساس مي‌كنم كه بايد كليپ هم بسازم و عزمم را جزم كردم، براي ساختن آن، تا چند وقت ديگر خبرهايي در مورد ساخت كليپ مي‌دهم.» او در رابطه با آن قطعه معروفش مي‌گويد: به هر حال بايد عنوان كنم كه كليپ براي شناساندن يك اثر نقش مهمي دارد، اما «دنيا ديگه مثه تو نداره» را همه شنيدند و از آن لذت بردند و به همين خاطر در ذهن مردم، كليپ‌هاي زيادي براي اين ترانه نقش بسته است و همين،كار را برايم مشكل مي‌كند. براي اين ذهنيت‌هاي مختلف كه با هر نوع طرز فكري اين ترانه را شنيده‌اند، چگونه بايد كليپ بسازم و اين كمي كار را مشكل كرد، اما حتما براي اين علاقه مردم، كليپ «دنيا ديگه مثه تو نداره» را خواهم ساخت و انتظاراتشان را برآورده مي‌كنم.

پاپ فارسي

بايد قبول كرد كه تمامي ترانه‌هاي بنيامين به دل مي‌نشيند، چرا؟ او اين پرسش را اين‌گونه پاسخ مي‌دهد: «من براي انتخاب اشعار و كليپ خيلي وقت صرف مي‌كنم، چون در موزيك پاپ، كلام يكي از اركان اصلي است، به خصوص در پاپ فارسي كه كلام نقش قابل توجهي براي شنوندگان دارد. پاپ فارسي براي مردم «كلام محور» است، ضمن اينكه سعي مي‌كنم، نوع آهنگسازي به گونه‌اي باشد كه با فضاي مردم تفاوت نداشته باشد و افراد معمولي يك اجتماع هم با من بخوانند و احساس اختلاف نكنند كه خواننده چيزي را مي‌خواند كه ما نمي‌توانيم بخوانيم. دلنشيني ترانه‌ها و فضاي موسيقي كه با گوش‌هاي مردم صميمي باشد، براي من خيلي مهم است و سعي مي‌كنم به اتفاق دوستانم خوراك خوبي به مردم بدهيم.»

به بنيامين مي‌گوييم، بعضي وقت‌‌ها، روي يك كلمه خيلي تكيه مي‌كني و آن را دائما تكرار مي‌كني، چه دليلي دارد؟ مي‌گويد: «يكي از تكنيك‌هاي معروف كه اگر درست انجام بشود اثر خودش را مي‌‌گذارد، همين تكرار كلمات است، كه مي‌تواند ذهن شنونده را شديدا به خود معطوف كند.»

88 بهتر از 85

به نظر خودم آلبوم 88 موفق‌تر از 85 بوده، اين ديد من است! من تيمي دارم كه كمك شاياني به من مي‌كنند، فريد احمدي به عنوان ترانه‌سرا، پيام شمس به عنوان تنظيم‌كننده «محسن رجب‌‌پور» كه هميشه راهنمايي‌هايش راهگشاست. به طور حتم، طي اين سه سال، راحت‌تر با هم كار كرديم، به تجربياتمان بيشتر اضافه شد و سعي كرديم كه كار 88 را بهتر از 85 ارائه كنيم.

اميدوارم زودتر از فروش آلبوم باخبر شوم، چرا كه تيراژ يك كار و فروش آن، از سوي علاقه‌مندان به موسيقي نشان مي‌دهد كه تو در كارت موفق بودي يا نه! در نهايت تصميم اصلي را مردم مي‌گيرند، اما اگر نظر خودم را بخواهي مي‌گويم 88، پخته‌تر بود.

تب موسيقي

از او مي‌پرسيم، فكر نمي‌كني كه تب موسيقي پاپ نسبت به اواخر دهه 70 و اوايل دهه 80 كمي فروكش كرده؟ مي‌گويد: «نه، من اين حرف را قبول ندارم، بلكه مردم، تنوع بيشتري در شنيدن موسيقي دارند و از اين تنوع‌ها بيشتر استفاده مي‌كنند. مثل اينكه شما براي خريد لباس، گاهي دو، سه انتخاب بيشتر نداريد، گاهي اوقات هم، بيش از 10 انتخاب داريد و از اين تنوع محصول هم بايد استفاده كني و به نظر من اين تنوع به موسيقي پاپ كمك كرده، ضمن اينكه بايد به ياد داشته باشيد كه تب موسيقي هيچ وقت نمي‌خوابد. حالا ممكن است، گونه‌هاي ديگر موسيقي وارد دايره شنيداري مخاطب شود، اما چيزي نيست كه بگوييم، تب آن فروكش كرده است.»

آلبوم اورجينال

در همان اولين روزهاي انتشار، آلبوم جديد «بنيامين» ترانه‌هاي آلبوم 88 را به راحتي در اينترنت مي‌شد دانلود كرد، آيا اين به ضرر فروش آلبوم نيست؟ مي‌گويد: «ما بايد مردم را با اين فرهنگ آشنا كنيم كه آنان يك آلبوم را به شكل اورجينال تهيه كنند، چرا كه به سود خودشان است. چون اين سرمايه بر مي‌گردد به توليد و صرف اثر بعدي آن خواننده مي‌شود. در واقع اين چرخه اقتصادي بايد حركت كند، بايد مردم اين را به درستي درك كنند، نمي‌دانم تاكنون چقدر در اين فرهنگ‌سازي موفق عمل كرديم؟ اما دلم مي‌خواهد كه مردم به چرخه اقتصادي موسيقي كمك كنند و آن هم جز با تهيه اثر اورجينال چيز ديگري نمي‌تواند باشد.»

استقبال

همان ترانه اول، من را به مخاطبان شناساند! اين اظهارنظر را قبول ندارم كه حتما بايد يك خواننده نامي باشد و چند آلبوم روانه بازار كند و آنگاه از او استقبال به عمل بيايد. مگر منِ بنيامين چند آلبوم روانه بازار كردم؟

مافيا نمي‌تواند تصميم بگيرد!

اگر هر كس در هر زمينه‌اي كارش را بلد باشد، در كارش موفق مي‌‌شود. اگر مافيايي هم در اين حرفه وجود داشته باشد، منِ هنرمند اگر حرفه‌اي عمل كنم، مي‌توانم گليم خودم را بيرون بكشم، مثل فوتباليستي كه در ميدان عالي بازي مي‌كند و مربي آن را هيچ وقت كنار نمي‌گذارد. به نظر من همان طور كه گفتم «مافيا» نمي‌تواند براي هنر و هنرمند تصميم بگيرد! اينها بهانه‌هايي است از طرف كساني كه كارشان را بلد نيستند و مي‌گويند مافيا نمي‌گذارد و...

كنسرت

يك كنسرت بيشتر برگزار نكردم و آن هم در استكهلم سوئد بود و براي يك جشنواره فرهنگي – هنري...تاكنون در ايران كنسرت نداشتم، اما امسال براي اولين بار در تهران و چند شهر ديگر ايران كنسرت برگزار مي‌كنم كه بي‌حرف پيش، بايد بگويم، احتمالا در فصل تابستان خواهد بود. اما از اوايل پاييز، تور اروپا و آمريكا را برگزار مي‌كنيم.

آرامش را مي‌پسندم

من دغدغه‌ آنچناني در زندگي ندارم. در خوب و بد روزگار مهم‌ترين مسئله برايم «آرامش» است. در آرامش مي‌توانم روي موسيقي و ساخت يك شعر خوب تمركز داشته باشم... ضمن اينكه «خواب» را خيلي دوست دارم و زياد مي‌خوابم.از او مي‌پرسيم كه موسيقي چند ساعت از يك شبانه روز تو را مي‌گيرد؟ مي‌گويد: «زمان خاصي ندارد، چرا كه شما براي كارهاي هنري نمي‌تواني ساعت تعيين كني... شايد خيلي‌ها از من بپرسند كه آهنگسازي‌ را در چه ساعاتي از شبانه‌روز انجام مي‌دهي، اما باز هم بايد بگويم كه تعريف به خصوصي ندارد! بعضي وقت‌ها با سازم، قطعه‌اي را مي‌سازم، بعضي وقت‌ها، بدون ساز در خيابان چيزي به ذهنم خطور مي‌كند، در مسافرت، در خواب و... در يك لحظه چيزي به ذهنم خطور مي‌كند كه آن ترانه را تبديل به آهنگ مي‌‌كنم.»

موسيقي جهاني

موسيقي ما اين قابليت را دارد كه يك روز به شكل واقعي جهاني شود، نه با تعارف! يعني روزي، تمام دنيا به موسيقي ايراني به ديد‌ي نگاه كنند كه حتي به ترجمه آن بپردازند. فكر مي‌كنم ما مستحق آن هستيم، اين دورنماي ذهن من است و اميدوارم بتوانم با ترانه‌هايم به آن برسم.

تنها زندگي مي‌كنم

از آنجا كه فعاليت‌هاي من براي خانواده گاهي اوقات، ايجاد مزاحمت مي‌كند، از اين رو سال‌ها پيش تصميم گرفتم كه تنها زندگي كنم تا با تمركز بيشتري به فعاليت بپردازم، اما اين به آن معنا نيست كه ارتباط خودم را قطع كرده باشم، بنيامين آدم خانواده است...

موسيقي پاپ

موسيقي پاپ در تمام دنيا نشانه‌هايي دارد، مثلا براي موفقيت يا شكستش نشانه‌ بارزي دارد كه آن جذب مخاطب است. اگر مخاطب بيشتري جذب كني، يعني در كارت و در حيطه موسيقي پاپ موفق‌تر بوده‌اي... پاپ موسيقي است كه به احساس مردم نزديكتر است.

مربي‌گري موسيقي پاپ

در 26 سالگي از من توقع مربي‌گري نداشته باشيد كه پنج نفر اول تيم پاپ ايران را ارنج كنم! اما اگر بخواهم تيم پنج نفره پاپ را انتخاب كنم، فريدون آسرايي، رضا صادقي، احسان خواجه‌اميري، محسن چاووشي و حميد عسگري را انتخاب مي‌كنم. من براي انتخاب اين پنج نفر هم توانايي‌هايشان را در نظر گرفتم و هم استقبال مردم از كارهاي‌شان را... اما اگر نام 10 نفر را از من بخواهيد، شايد خوانندگان ديگري هم در اين تيم جا بگيرند.

تلويزيون

من با تلويزيون خيلي ارتباط ندارم، اما هر جا كه اين همكاري بايد اتفاق مي‌افتاد، افتاد. كما اينكه سال‌ها پيش، براي كودكان موسيقي ساختم كه با استقبال خوبي هم مواجه شد. در سال‌هاي اخير، يك بار در تلويزيون حاضر شدم...

البته جا دارد بگويم كه چند پيشنهاد براي خواندن ترانه‌هاي سريال‌ها و برنامه‌هاي مختلف به من شد، اما با بررسي كه روي آنها داشتم، ديدم كار در حد من نبود...

كار من آهنگسازي و خوانندگي است. اگر يك برنامه موفق و پربيننده به من پيشنهاد شود، خوشحال مي‌شوم كه من هم كمك كنم، چون به خود من هم كمك مي‌شود! اما نكته اينجاست كه سختگيري امثال من و آسان‌گيري بعضي از هنرمندان، باعث مي‌شود كه آنان فعاليت‌هاي بيشتري در تلويزيون داشته باشند. تنها دليل كم‌كاري يا اصلا كار نكردن ما در تلويزيون همين است. ما آدم‌هاي سختگيري هستيم و برايمان فيلم و فيلمنامه مهم است، اما براي بعضي‌ها مهم نيست، به همين خاطر تيتراژهاي بيشتري مي‌خوانند كه اين امر هم طبيعي است.

از بنيامين مي‌پرسيم خيلي از خوانندگان با تيتراژ يك سريال، شديدا مورد توجه قرار مي‌گيرند، آيا اين حق‌شان است كه مي‌گويد: من با اصل موضوع مشكلي ندارم، اما گاهي اوقات پيشنهادهايي مي‌شود كه من ترجيح مي‌دهم، آن را قبول نكنم، ولي همان طور كه گفتم، هستند كساني كه اين حساسيت‌ها را ندارند. همان طور كه گفتم، من سياستم مشخص است، در سال 88، هم همين‌گونه عمل مي‌كنم، يعني اگر كار خوب تلويزيوني پيشنهاد شود و بدانم كه مردم نتيجه‌اش را مي‌پسندند، حتما قبول مي‌كنم.

پرسيديم، جواب داد

عليرضا افتخاري: عليرضا افتخاري يك هنرمند خوش صداست و احساس خوبي دارد، به خصوص كارهاي 10 سال پيش او. من خيلي وقت‌ها با صداي او حس خوبي مي‌گرفتم، اما نمي‌دانم چرا ايشان در مصاحبه‌هايشان درباره بچه‌هاي پاپ اظهارنظرهايي مي‌كنند كه به نظر من بعضي زمان‌ها رنگ و بوي بي‌احترامي مي‌گيرد. به نظر من اگر ايشان پس از مدتي نتواند به جوانان احترام بگذارد، شايد جوانان هم مثل سابق به عنوان يك استاد پيشكسوت با او برخورد نكنند، نظر من اين است كه احترام بايد متقابل باشد، اين درست نيست كه ما سال‌ها به عنوان يك پيشكسوت به ايشان احترام بگذاريم، اما ايشان بدون هيچ دليلي بخواهد ما را تخطئه كند! ضمن اينكه بايد به اين نكته توجه داشته باشيد كه مخاطبان ما با يكديگر تفاوت دارند و هيچ رقابتي هم بين ما نيست...

شهرام ناظري: من به شخصه براي ايشان احترام زيادي قائل هستم، او خلاقيت‌هاي زيادي دارد.

محمد اصفهاني: او صداي بسيار خوبي دارد، اما بعضي وقت‌ها از رفتارهاي حرفه‌اي‌شان سر درنمي‌آورم. مثلا هيچ وقت نفهميدم كه قصدشان از خواندن، «نون و دلقك» چه بود؟ نه موسيقي‌شان و نه كليپ‌شان... البته ايشان آدم محترمي هستند و در گفتگوهايشان هميشه از موسيقي پاپ دفاع كردند كه اين قابل تقدير است.

عليرضا عصار: من در مجموع از اينكه ايشان مخاطب دارند و مردم علاقه زيادي به او دارند، مطلع هستم، اما شخصا فضاي موسيقي ايشان را دوست ندارم، آقاي عصار براي من قابل احترام هستند.

خشايار اعتمادي: ايشان موفق بودند و از اولين‌هاي پاپ ايران بودند و راه را براي ما باز كردند، اما شخصا اعتقاد دارم كه صداي ايشان اورجينال نيست.

محسن يگانه: من ناراحت شدم كه آن ملودي يوناني‌ را در كارش شنيدم و غصه خوردم. محسن كه اين همه كارهاي خوب ساخته، نبايد آن ترانه را مي‌خواند! اما ايشان توانمندي‌هاي خوبي دارد، صداي شنيدني دارد و من او را تحسين مي‌كنم.

احسان خواجه‌اميري: مثل صدايش، پسر خوبيه، او در انتخاب كارهايش، دقت مي‌كند.

رضا صادقي: بسيار پرطرفدار است، پسر زجر كشيده و سختي كشيده‌اي است و بسيار بااحساس مي‌خواند، اما خيلي پر كار است كه اميدوارم در آينده گزيده كار شود.

فرزاد فرزين: بعضي وقت‌‌ها در ترانه‌هايش، فريادهايي مي‌كشد كه شايد بتواند آنها را كمي ملايم‌تر بخواند.

مهدي مقدم: مي‌توانست در موزيك پاپ ايران، موفق‌تر از اين باشد، اما هنوز هم اين فرصت را از دست نداده. مهدي پسر بااحساسي است و صداي خوبي دارد، اما صبر ندارد.

فريدون آسرايي: فوق‌العاده حرفه‌اي، صداي گرم و خوبي دارد و من خيلي دوستش دارم، تمام قسمت‌هاي صدايش را دوست دارم، اميدوارم در آينده از او شاهد يك آلبوم خوب ديگر مثل «غريبه» باشيم.

بهروز صفاريان: عالي، خوب، متوسط و ضعيف، از وي انتظارات بيشتري مي‌رود.

محسن رجب‌پور: مديريت امور هنري و به نوعي ماركتينگ بنيامين به محسن رجب‌پور ارتباط دارد.

از لابه‌لاي حرف‌ها

برخورد من عادي است، خيلي‌ها مي‌گويند خجالتي هستم، اما خجالتي نيستم، رفتارهايم معمولي است.

سبك پاپ و همه مشتقات آن را مي‌پسندم.

من ريتم‌هايي را انتخاب مي‌كنم كه مردم راحت‌تر آن را هضم كنند.

ما در زمينه‌هاي فني موسيقي هيچ كم و كاستي نداريم. در حال حاضر بحث خلاقيت‌ و هوش در موسيقي ايراني مهم است كه نتيجه يك قطعه يا آلبوم را مشخص مي‌كند.

آريان وقتي شكل گرفت، براي اولين بار بود كه چنين طرحي درست اجرا شد، به همين خاطر استقبال از آن باورنكردني بود. ضمن اينكه آريان خوراك مناسبي در اختيار علاقه‌مندان به موسيقي گذاشت.

رانندگي بلد نيستم!

هيچ وقت خودم را براي مردم نگرفتم و نخواهم گرفت... من با بنيامين 5 سال پيش هيچ تفاوتي نكردم.

نه تنها در ايران، بلكه در ساير كشورها، مردم تشنه موسيقي‌اي هستند كه حرفه‌اي باشد و به دل بنشيند.

ناصر عبداللهي را زياد نمي‌شناختم، ارتباط‌مان هم تنها چند ساعت بود، يك روز آمد در استوديو و ترانه «منو ببخش» را كه ساخته بودم گوش داد. به سفارش آقاي علمشاهي اين ترانه را در اختيار او گذاشتم. او انسان محترم و شريفي بود...

استاد محمدرضا شجريان، جزو گنجينه‌هاي هنر ايران هستند و هستند در بين مردم افرادي كه موسيقي سنتي را دوست دارند يا ندارند، در هر دو صورت براي استاد احترام زيادي قائل هستند.

شخصا به موسيقي سنتي وابستگي ندارم، اما اين به آن معنا نيست كه علاقه‌اي نداشته باشم...

بچه‌هاي آريان سختي‌هاي زيادي كشيدند، تا راه را براي ما باز كنند، آنان قابل احترامند.

محسن رجب‌پور، موفق‌ترين مدير حال حاضر موسيقي ايران است.

از سن 17 سالگي، ابتدا گيتار آموختم و سپس پيانو... اما دوستاني داشتم كه در قالب استاد، به تجربياتم اضافه كردند. كتاب زياد مي‌خوانم، فيلم هم زياد مي‌بينم...


زندگينامه بنيامين
زندگينامه بنيامين
× ادامه مطلب ×

+ | نوشته شده در: ۸ فروردين ۱۳۹۲ توسط: فروشگاه اينترنتي mabist نظرات (0)
 
CopyRight © http://mabist.zaminblog.com
آموزش شیرینی پزی
کارتون کوتلاس
کارتون مگ مگ و دوستان زبل
تیشرت سقا